تبليغاتX
صهبای رضوان

صهبای رضوان

بیا سپیده که آمد صدا کنیم خدا را ........ و تا افق برسانیم دست سبز دعا را

برگرفته از وبلاگ خوب و ارزشمند شکوه لحظه ها

  روزی مردی، عقربی را دید که درون آب دست و پا می زند. او تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد، اما عقرب انگشت او را نیش زد. مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد، اما عقرب بار دیگر او را نیش زد. رهگذری او را دید و پرسید: "برای چه عقربی را که نیش می زند، نجات می دهی؟" مرد پاسخ داد: "این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من این است که عشق بورزم." چرا باید مانع عشق ورزیدن شوم فقط به این دلیل که عقرب طبیعتا نیش می زند؟

عشق ورزی را متوقف نساز.

 لطف و مهربانی خود را دریغ نکن، حتی اگر دیگران تو را بیازارند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 مهر1388ساعت 14:11  توسط رضوان  | 

 

الحمدلله . الحمدلله . الحمدلله .

الحمدلله . الحمدلله . الحمدلله . الحمدلله . 

الحمدلله . الحمدلله . الحمدلله . الحمدلله . الحمدلله .

الحمدلله . الحمدلله . الحمدلله . الحمدلله . الحمدلله . الحمدلله .

 الحمدلله . الحمدلله . الحمدلله . الحمدلله . الحمدلله .

الحمدلله . الحمدلله . الحمدلله . الحمدلله .

الحمدلله . الحمدلله . الحمدلله .

۱- بخاطر همه ی آنچه در این ایام بعد از ماه رمضان به من لطف نموده .

۲- بخاطر اینکه در طلب دوستی بزرگوار و عزیز ، امشب مرا میهمان دوستي از دوستان 

حضرت صاحب الزمانم كرد . و آن هم در چه شبي .

۳- بخاطر هر آنچه كه داده و هر آنچه كه نداده .

۴- و بخاطر هر آنچه كه خواهد داد و نخواهد داد .

پ . ن : سفر اهواز . ماموریت کاری جهت افتتاح شعبه سازمان در دانشگاه شهید چمران اهواز

و اکنون شب شهادت امام صادق (ع)

و اینجا : اهواز - حرم علی ابن مهزیار(ع)

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 مهر1388ساعت 20:35  توسط رضوان  | 

باز اين دل سرگشته من
ياد آن قصه شيرين افتاد:

بيستون بود و تمناي دو دوست.
آزمون بود و تماشاي دو عشق.

در زماني که چو کبک ،
خنده مي‌زد "شيرين"
تيشه مي‌زد "فرهاد"!

نه توان گفت به جانبازي فرهاد : افسوس...
نه توان کرد ز بي‌دردي "شيرين" فرياد

کار "شيرين" به جهان شور برانگيختن است!
عشق در جان کسي ريختن است!

کار فرهاد برآوردن ميل دل دوست
خواه با شاه درافتادن و گستاخ شدن
خواه با کوه در آويختن است .

رمز شيريني اين قصه کجاست؟
که نه تنها شيرين،
بي‌نهايت زيباست...

آن که آموخت به ما درس محبت مي‌خواست :
جان چراغان کني از عشق کسي
به اميدش ببري رنج بسي...
تب و تابي بودت هر نفسي...
به وصالي برسي يا نرسي.

 ناخودآگاه با خوندن این متن زیبا یاد سوره ی بلد و آیه ای از اون افتادم که خیلی باهاش صفا میکنم .به همین خاطر دوست داشتم شما رو هم تواین صفا شریک کنم و با هم سوره ی بلد رو یه بار دیگه مرور کنیم .

در فضيلت تلاوت اين سوره از پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) نقل شده كه فرمود: من قراءها اعطاه الله الامن من غضبه يوم القيامة : كسى كه سوره بلد را بخواند خداوند او را از خشم خود در قيامت در امان مى دارد. و در حديثى از امام صادق (عليه السلام ) مى خوانيم : كسى كه در نماز واجب سوره ((لا اقسم بهذا البلد)) را بخواند، در دنيا از صالحان شناخته خواهد شد، و در آخرت از كسانى شناخته مى شود كه در درگاه خداوند مقام و منزلتى دارد، و از دوستان پيامبران و شهدا و صالحين خواهد بود.

 

و اما اون آیه ی جالب و مهم .

لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي كَبَدٍ

براستى كه انسان را در رنج آفريده‏ايم.

 اينكه انسان در دل رنج و سختى آفريده شده، يعنى اینکه كاميابى‏هاى دنيوى آميخته با رنج و زحمت است.  حضرت على عليه السلام مى‏فرمايد: دنيا خانه‏اى است كه با سختى‏ها عجين شده است.

آرى انسان از آغاز زندگى حتى از آن لحظه اى كه نطفه او در قرارگاه رحم واقع مى شود، مراحل زيادى از مشكلات و درد و رنجها را طى مى كند تا متولد شود، و بعد از تولد در دوران طفوليت ، و سپس جوانى ، و از همه مشكلتر دوران پيرى ، مواجه به انواع مشقتها و رنجها است ، و اين است طبيعت زندگى دنيا، و انتظار غير آن داشتن اشتباه است .پس چه بهتر که خودمون رو آماده ی هر گونه سختی و رنج کنیم تا در مقابلشون کم نیاریم . حال آیا به خواسته و آرزومون برسیم یا نرسیم . که مهم رفتن است نه رسیدن .

نیشکر بر بند بند خویش خنجر بسته است

تا بدانی هیچ نوشی در جهان بی نیش نیست

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 مهر1388ساعت 13:20  توسط رضوان  | 

پند لقمان به پسرش 
 
روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی.
  • اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!
  • دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی .
  • و سوم اینکه در بهترین کاخ ها و خانه های جهان زندگی کنی .


پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟

لقمان جواب داد:

اگر کمی دیر تر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد.
اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است.
و اگر با مردم دوستی کنی و در قلب آنها جای می گیری و آنوقت بهترین خانه های جهان مال توست .

***************************

امروز مصادف با اول مهر ، با وجود دغدغه های فراوون کار و زندگی دوباره توفیق ، رفیقم شد و رفتم مدرسه تا سال جدید رو با بچه های گل و بلبل آغاز کنیم.از خدا ممنونم که دوباره این افتخار رو نصیبم کرد که بتونم تو سال تحصیلی جدید، باز هم سر کلاس حاضر باشم و با شاگردام سال دیگه ای رو به پیش ببرم .خیلی خوشحالم که وسط این همه کار و جلسه و برو بیا میتونم دو روز آخر هفته رو با بودن در کنار بچه های معصوم با انرژی سپری کنم .

خدایا از این همه لطف ممنونم .ممنوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 مهر1388ساعت 15:4  توسط رضوان  |