تبليغاتX
صهبای رضوان

صهبای رضوان

بیا سپیده که آمد صدا کنیم خدا را ........ و تا افق برسانیم دست سبز دعا را

بالاخره بعد از مدتها سر نزدن به وبلاگ و بعد از بازگشت از ماموریت تقریبا یک هفته ای مشهد که برا برگزاری همایش کشوری مهرباران رفته بودیم و همچنین بعد از پیچوندن کلاس مدیریت منابع انسانی، تو غروب روز سه شنبه ۱۷ اردیبهشت تصمیم گرفتم که یه حالی به این وبلاگ خسته بدم .

لذا از اونجا که حال زیاد وقت گذاشتن برا انتخاب مطلب و یا نوشتن نداشتم ، مطالب زیر رو از کامنت های زیبایی که دوستان برام گذاشتند ، براتون انتخاب کردم .

این کار هم یه جور تشکر از لطف شماهاییه که میایید و با نظرات قشنگتون انرژی میدید .

مخصوصا شما . بله شما .

هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم
با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم
اندوه من انبوه تر از دامن الوند
باشکوه تر از کوه دماوند غرورم
یک عمر پریشانی دل بسته به مویی است
تنها سر مویی ز سر موی تو دورم
ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش
تو قاف قرار من و من عین عبورم
بگذار به بالای بلند تو ببالم
کز تیره ی نیلوفرم و تشنه ی نورم

قیصر امین پور( که خدایش بیامرزد )

و اما این جملات قصار تقدیم به شمایی که اینگونه اید .

گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن (مثل رود)
باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد)
اگركسي اشتباه كرد آن رابپوشان (مثل شب)
وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ)
متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك)
بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا )
اگرمي خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه )
بادا که در زمان تاریکی و تباهی شمع و چراغ باشیم .....

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 18:20  توسط رضوان  |